
اگر در رفتار بعضی از اطرافیان خود بیشتر دقت کنیم، اغلب آنها را خسته و اخمو می بینیم. این گونه افراد در صحبت ها و برخوردهای خود با دیگران آنچنان ابرو در هم گره می کنند و چهره خود را عبوس نشان می دهند که انسان با دیدن آنها دچار ملالت شده و از شنیدن حرف هایشان احساس خستگی می کند. در حالی که به تجربه ثابت شده وقتی شادتر و سرحال تر هستیم، بهتر کار می کنیم و با دیگران برخورد بهتری داریم و از طرفی، احساس موفقیت می کنیم و برای آنچه هنوز به دست نیاورده ایم، بیشتر تلاش می کنیم. در مقابل، خیلی از آنهایی که موفق اند و در عین حال غمگین هستند، به این نتیجه رسیده اند که آنچه را که به دنبالش بوده اند و به دست آورده اند، آنها را شاد و خوشحال نکرده است.
امام علی علیه السلام می فرمایند: «شادی مایه آرامش روان و امری نشاط برانگیز است اما غصه نفس را در تنگنا می نهد و آرامش روان را در هم می پیچد.»
انسان عاقل هرگز اخم نمی کند، چرا که «ریشه عقل توانمندی و میوه آن سرور و شادی است.» و به قول فردوسی:
چو شادی بکاهد، بکاهد روان خرد گردد اندر میان، ناتوان
شاد زیستن هنری است که به آموختن نیاز دارد. برای اینکه شاد زیستن را بیاموزیم، باید این سخن «پوشه » را باور داشته باشیم که «جهان آینه ای است که ما را آن گونه که هستیم جلوه می دهد، اگر بخندیم، چهره ای خندان به ما نشان می دهد و اگر با چهره ای ناخوش بدان بنگریم، چهره ای درهم و خشن نشانمان می دهد.»
برچسب:
نویسنده: لیلا حسینیپور